همینجوری

 
 

دوباره پاییز
دوباره باور پاییز
تو قحطی دل و احساس
دلم از درد میلرزید
تو هم درد منو بشناس

از این روزهای طولانی
چه میفهمی چه میدونی
مگر عاشق شدن جرمه
که از پاییز میخونی؟

آخه انسانیت سخته
تو این دنیای وانفسا
همه درنده و وحشی
مسیر عشق...! این دنیا ؟

برای پل زدن تا تو
دیگه دیره نفس برده
همون بهتر که جون میدیم
ته رودخونه، دل مرده

تو قلب تو یه روز گل بود
پر از رویای رقص عشق
زمونه گل رو پرپر کرد
شدش خاری به جون عشق

نشد تا مثل احساسم
بگم از موندن و امید
دیگه زخم زمون برده
توان و تاب این خورشید

دیگه برگهای پاییزی
نمیرقصن نمیخونن
دیگه آتیش عشق ما
نمی گیرن نمی چرخن

برای رفتن و خوندن
دلم از عاشقی خونه
همون بهتر که چشمامون
نمی بینن شب تیره
جمعه، مهر ۰۵، ۱۳۸۷ ۳:۲۲ ب.ظ.     پدرام


 


صفحه اصلي نويسندگان سايت موزيك ايميل به پدرام


PedruM


MinI mAAl PelL MelL BloG


مهندس امير - مهندسي صنايع

مهندسی صنایع و مقالات - ie313


Design by IE313