همینجوری

 
 

یه روز سرد پاییزی

در سر هوای زلف تو را داشتم ولی
کوتاهتر ز دست منت دامن آفرید
من ساحل و تو موج ببین سرنوشت را
حتی کنار آمدنت رفتن آفرید

take care please

یه روز سرد پاییز اومد، نه اونروزی که قرار بود بیاد نه اونروزی که همیشه ها مریم پاییزی 10 سال پیش من میگفت، نه اونروزی که باران نوامبر تمام روحم رو خیس و تازه میکنه، نه اونروز؛ اما اینم یه روز سرد پاییزه چه فرقی میکنه واسه شما، واسه خدا هم فرقی نداره، یعنی هیچ وقت نداشته، بگذریم ...
یه روز سرد پاییز اومد، روزی که یکی از دوستهای خوب خوب خوبمو ازم گرفت و برد، برد یه جایی که دیدنش میشه یه رویا، البته واسه ما فقیر بیچاره ها که واسه یه لقمه نون باید صبح تا شب بدوییم، آخرشم به هیچ جا نرسیم و همون نون رو سر سفره پدرمون بخوریم ! خنده داره؟ آره به مولا، ولی فقط واسه دیگران!
کجا رفتم ؟ انگار خیلی دلم پره، خیلی ها میشناختنش، صدای خنده های قشنگش رو هر کس شنیده از یاد نبرده، خنده هایی که تمام غمهاتونو واسه چند لحظه پاک پاک پاک میکرد، رفت به سوی بلاد کفر و آزادی، همونجایی که بهش میگن جزیره، مهد فوتبال دنیا، ایناش مهم نیست، نه واسه من، نه واسه شما، این مهمه که همین چند ساعت بعد اون میره واسه همیشه با پرواز 711 لندن و دیگه هم نمیخواهد برگرده، اگه بذارن، اگه نگن تروریستی، اگه نگن ایرانی هستی پیف پیف! برگرد سر جات! وای که چقدر بیچاره شدیم که ایرانی شده در حد یه فحش، در مقیاس یه جهان سومی بیچاره، نمیخواهم بگم کوروش کجایی که یادت بخیر، خیلی هم دور نیست زمان پهلوی هم ایرانی بودن لا اقل یه فحش نبود!
یکی دو هفته است که در تب و تاب رفتنش خوشحال شدیم و بغض کردیم و یواشکی گریه کردیم و باز هم خنده و خاطراتش رو مرور کردیم و خندیدیم، شاید واسه شما فقط یه وبلاگ مجازی تعطیل بود اما واسه دوستهای نزدیکش پر بود از مهر و شادی پر بود از خنده و دلشکستگی و جنب و جوش و عشق و امید !
دارم هذیون میگم ! خلاصه میکنم خیلی دلم گرفته، به امید دیدار دوست خوبم الهام جوون

پ.ن: موفق باشی شیر زن تنها

سه‌شنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۵ ۸:۱۵ ق.ظ.     پدرام


 


صفحه اصلي نويسندگان سايت موزيك ايميل به پدرام


PedruM


MinI mAAl PelL MelL BloG


مهندس امير - مهندسي صنايع

مهندسی صنایع و مقالات - ie313


Design by IE313