
امرداد
آتش گرفته ام در نيمه مرداد چشماني كه نبوسيده ام.
آتش گرفته ام در امرداد لباني كه نديده ام.
آتش گرفته ام در تب مردادي آغوشي كه نگرفته ام و
آتش گرفته ام در رعد نگاهي كه نچشيده ام.
((يادت مياد گفتم بهت اگه نمي شي مرهمم
توروخدا زخمم نشو كه تيكه پارس بدنم))
ترانه مي خوانَد و من آب مي شوم، ذره ذره از نبوسيدن چشماني كه نديده ام و چكه چكه از گرماي لباني كه در آغوش نگرفته ام.
{هه} و تو مي خندي... آهسته... شايد در دلت... و آهسته تر نجوا مي كني... زير لب... شايد... كه ديوانه... آهسته مي گويي، مي دانم، هيچكس نمي شنود، حتي من!
مي خواهم اينبار با تو بگويم، با تو كه امشب آمدي، از تو بخوانم، كه هيچگاه نيامدي در آيينه چشمانم تا صيقل بخورد عطر خاك گرفته ديدارم و من هم... نيامدم، نه، نه اينكه نخواهم، تاب مرداد زندگي توانم بريده، اما امشب فرق دارد، امشب اگر فرشته آرزو ها تنها يك آرزويم را برآورده مي كرد، دوبال مي طلبيدم و سويت بال مي گشودم و در آغوش نچشيده ات بالهايم را آتش مي زدم تا كنارت بمانم، تا ديگر نتواني بيرونم كني از ديارت، از نگاهت، تا سر نخورم از روي لبهاي نبوسيده ات، ديگر نمي توانم بيايم و برگردم، اگر بيايم، مي مانم. بهتر بگويم، اگر بمانم، مي آيم؛ ...
داشتم مي گفتم؛ امشب تو آمدي، درست يادم نيست، پنج ساله بودم يا شش، دوشنبه بود، آمدي و مرداد آتش گرفت از حرم وجودت، كه مي سوزاني آغوشم را كه در بر نگرفته اي و شايد هرگز...
گذشته اي زيبا ندارم كه خاطراتش را مرور كنم و خوش باشم، جز عطر مريمي كه هنوز در سلولهايم مانده است. آينده هم كه تاريك و نااميد، پس بگذار لااقل امروز را حال كنم!
امشب به عشق تو از شرابي خواهم نوشيد كه همان باري كه نديدمت به سلامتي ات نوشيدم. امشب به عشق تو از نگاهي خواهم خواند كه همان باري كه نبوسيدمت در نگاهم دوختي. امشب نداشتنت را تا صبح فراموش خواهم كرد و در رويايم تو را هزاران بار خواهم بوسيد. امشب تولدت را با بيست و چند تايي شمع و يك گيلاس شراب در تاريكي و تنهايي به جشن خواهم نشست. امشب براي هميشه نداشتنت خواهم خنديد.
پ.ن: انگار آرزوي ديرينم نزديك است، قلبم گاهي اينقدر تند ميزند كه انگار براي تعداد ضرباتي كه كنترات كرده با اندك وقتي كه مانده، نميخواهد بدهكار بماند.
پ.ن: خوشحالم امشب لوگوي سايتم رو درست كردم.
پ.ن: يكي ميگفت: ((عشق يعني زندگي را باختن...چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن)) اگه موافقيد كه هيچ، اگر مخالفيد برين يقه همون يكي رو بگيرين!