همینجوری

 
 

دوستي

ميدونم دلت برام تنگ نميشه
اگر هم ميشه، مث من نميشه
ميدونم عاشق تماشا نداره
اگر هم داره، ديگه رنگ قديمو نداره
ميدونم كه دست تو، تو دستي جايي نداره
اگر هم داره، مثل دستهاي داغ من شيدا نداره
ميدونم كه اشك شوق تو لحظه هاي رفتنت، ديگه تو قصه من قصه تو، جا نداره
اگر هم داره مثل هق هق خاموش من و موجهاي دريا نداره
ميدونم لحظه پرواز تو تا اوج نگاه، قلبتو پيشم بذار، برات كه معنا نداره
اگر هم داره مثل كندن قلبم توي رويا نداره
ميدونم شمردن اين لحظه هاي انتظار، ديگه مثل اون قديما، ذكر شبها نداره
اگر هم داره، ديگه بازي و دعوا نداره
ميدونم كه خواستنت هميشه آرزوم بوده، خواستن تو، موندنت، گر چه نيمه جون بوده
ميدونم نميدونم، كه قسمت عشق من از اينهمه عاشقي چيه؟
كفتر عاشقيهام لونه كدوم سينه داره؟
توي گرم نفسم اسم كي آروم ميگيره؟
بوي احساس چه عطري زير بارون ميميره؟
شونه هام مرهم گريه هاي آشناي كي؟
يا كي از ميون آواز بهار، رنگ پاييزو به شعرهام مياره !
هر كي هست خوب ميدونم يه رنگ دريايي داره.


براي رفتنت سرودم، نديدمت و رفتي، براي بازگشتت سوسو زدم، چشم براه، لحظه ها را شمردم، براي بوييدن عطرت سر كويتان آمدم، زير برفي سپيد، خاطراتم را دوره كردم، نبودي دلتنگ تر شدم. براي آمدنت التماس كردم، نماندي دير رسيدم، شتابان راهي شدم، ديدمت بيقرار شدم، به ياد مي آوري ...


تولد، دوربين، كلوزآپ، دو چشم سياه، افسوس، آه، بهمن ماه، يكهزار و نهصد و نود و پنج، تلفن، آغاز يك سفر، دوستي، قرار، بيقرار، عشق، اوج، نهايت، استاد، دوست داشتن برتر از عشق است،  اوج، بي نهايت، روزگار، تقدير، فكر، آينده، رعد و برق، خزان، جدايي، سياهي، نامه، شيطان، دربدري، هوي متال،  فرار، من، ديگري، ازدواج، پول، سياهي، دادگاه، چند سال، اركات، دوست، نامه، دادگاه، رهايي، ديدار، جريمه، عشق گمشده، حلقه بازوان، تازگي، مهماني، ترديد، جدايي، عشق، دوستي، دوباره ها، دنيا، فكر، آينده، پول، ابهام، عطر گل، سفر، بهمن، ده سال، افتخار، چهارم، دوهزار و پنج، سفر، بي انتها، عشق، بي پايان، تو، من، روزگار!


پ.ن: از دوستداران دوستی به خاطر وقفه ای كه در دوستی ده ساله مان پيش آمد عذر خواهی ميكنيم و اينك ادامه دوستی !

یکشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۳ ۵:۳۹ ق.ظ.     پدرام


 

دل تنگم

پرواز كرد و رفت ، رفت براي ديدار با دوست، براي لمس همان كه هميشه با اوست، دورش بگردد، برايش قرباني دهد، روحش را جلا دهد، قلبش را پاك كند، رفت تا در اعتقادات پاكش طهارت را مطهر كند، رفت تا در خيل عاشقانش گم شود، تا كوچكي خويش را در عظمت شيفتگانش بيابد، تا حقارت دنيا را براي اعتلاي روح خويش به جان و دل بخرد، رفت.. و هنوز نرفته برايم سوغاتي آورد، دلتنگي ، فقدان دستان گرم و چشمان پر عاطفه مادرانه اش ، مادر رفت و يك دنيا عشق برايم سوغات گذاشت.

پ.ن: يادت باشه هميشه، كه اين دل ديونه، منتظر، همون دوتا مهربونت، تا آخرش مي مونه
پ.ن: تولد طراح اين سايت و اون يكي ميني بلاگ، داداشي مهندس گلم مبارك اونم يكي بيشتر از هوارتا

جمعه، دی ۱۸، ۱۳۸۳ ۷:۴۹ ق.ظ.     پدرام


 


صفحه اصلي نويسندگان سايت موزيك ايميل به پدرام


PedruM


MinI mAAl PelL MelL BloG


مهندس امير - مهندسي صنايع

مهندسی صنایع و مقالات - ie313


Design by IE313