همینجوری

 
 

راز گل سرخ

خسته ام، از پا فتادم يا علي
چشم بگشا اين دلم گردد قوي
بي نيازم از همه دنيا ولي
تشنه ام بر جام لعلت يا علي
رفته ام با نور تو تا عرش حق
مي، زنم هو حق به نام اهل حق
گر چه درويشم، نمي خواهم به خويش
بيش ميخواهم ولي از عشق خويش
تا برقصد اين جهان بر كام ما
كام را جز حق نميخواهم پريش

پ.ن: هر چه سخت تر، شيرين تر و ايمان دارم كه روزگار را شكست خواهم داد.
پ.ن: واسه بازي ديگه ديره، دل نميخواهد كه بميره!
پ.ن: يك شاخه گل سرخ ، تمام چيزي بود كه در انتهاي ديدار در نگاهم خاطره شد. رازي كه در دلش نهفته را برايم بگو ؟

یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۴ ۱۱:۴۲ ق.ظ.     پدرام


 

عشق ديوانه


تو به قديسه ها مي ماني. آن ها هم مثل تو شاد و گم گشته اند. آن ها هم مثل تو قلب شان را از اولين پنجره باز بيرون مي اندازند. قديسه ها زيباترين زنان دنيايند. دليل زيبايي شان، نيرويي است كه از دست داده اند. فرزند قديسه ها، عشق مفرط است، عشق ديوانه. ديوانه از اين كه در دنيايي كه هيچ است، فقط خود را مي شناسد.
عشق من، اين قايق كوچك، تو و زندگي توست. خلوص قلب تو كه هزاران بار غرق شده، كه باز هم هزاران بار در پهنه دريا پيش رفته، و نوري كه آن را مي سوزاند و ميشويد به همراه برده است.
و اين طعم زندگي است كه در اين ساعت هايي كه تو را از دست داده ام، جريحه دار مي شود. ما هميشه از عشق رنج مي بريم، حتي زماني كه فكر ميكنيم از هيچ چيز رنج نميبريم.اما حتي در اين ساعت ها من تو را كاملا از دست نمي دهم. روزي برايت خواهم گفت چگونه  او را در اولين چهره اي كه مي بينم فراموش مي كنم و چگونه تو را در اين چهره باز مي يابم.

شنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۴ ۷:۰۷ ب.ظ.     پدرام


 

غير منتظره

کريستين بوبن - نگار صادقی

اميدوارم قلبم بی آن که ترک بخورد، تاب بياورد.

در برابر مرگ مي توان دو واكنش داشت. همان واكنش هايي كه مي توان در برابر زندگي داشت. مي توان با كار، افكار، برنامه هاي مختلف از آن ها فرار كرد. مي توان گذاشت تا اتفاق بيفتند - آمدنشان را نوازش كرد، گذرشان را جشن گرفت. مرگ كه چيزي درباره اش نمي دانيم، در تاريكي يك اتاق دست اش را روي شانه مان مي گذارد يا در روشنايي دنيا، به صورتمان سيلي مي كوبد - بستگي به شرايط دارد. بهترين كاري كه در انتظار فرارسيدن آنروز مي توانيم انجام دهيم اين است كه وظيفه اش را سبك كنيم: كه تقريبا چيزي نداشته باشد تا از ما بگيرد. كه خودمان همه چيز را داده باشيم. كه تنها چند شكوفه بادام را بين انگشتانش بگيرد. درخت بادام پرشكوفه در چشمان يك محتضر، در دستان يك محتضر، در قلب يك محتضر زيباست.

 

جمعه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۴ ۶:۳۶ ق.ظ.     پدرام


 

قلم

سكوتي چهل روزه در عزاي مرگ من را تجربه كردم و من را به قصه ها سپردم

كاش يكي بود يكي نبود ، اول قصه ها نبود ، اون كه تو قصه مونده بود ، از اون يكي جدا نبود، كاشكي تو قصه هاي شب برق ستاره كم نبود، تو قصه جن و پري دلهره دم به دم نبود.

من را به قصه ها سپردم ، اما اينبار قصه را رها نكردم، قلم در دست گرفتم تا قصه خود را خود بنويسم.

سياوش شاهنامه رو كاش كسي گردن نميزد، كاش كسي توي قصه ها از عاشقي تن نميزد، كاش داش آكل با زخم تير تو بسترش جون نميداد، قصه نويس قصمونو با گريه پايون نميداد.

وقتي قلم در دست گرفتم، با قلم گريستم، بهار را نقاشي كردم، باغچه را پر از گل كردم، با قلم گريستم و روياهايم را آب دادم.

تقويم باغچه ما برگ بهار نداره، جاده قصه هامون اسب سوار نداره، شهر بزرگ قصه پنجره هاشو بسته، حتي تو دفتر مشق بابا انار نداره!

پنجره هاي بسته قصه ام را پاك كردم، دوباره كشيدم، پنجره هايي باز در انتظار، اما اينبار انتظار را نيز خود نقاشي كردم، قلمم ميگريست و كوچكتر ميشد و من انتظار ميكشيدم، انتظار قصه اي را كه خود مينويسم، قلمم براي تمام شدن خيلي كوتاه نشده، پس هنوز ميتوانم بنويسم.

مادر بزرگ قصه هاشو بالاي طافچه جا ميذاشت، يه عاشق تازه نفس تو شهر قصه پا ميذاشت، قصه هاي قديمي رو يه جور تازه اي نوشت، آدم و حوا رو ميبرد دوباره ميذاشت تو بهشت .

يك برگ بهار را از دست دادم، اما هنوز پاييز نيامده، و من پاييز را بهاري خواهم كرد و در رقص خزان برگ ريزان به جشن خواهم نشست. قسم به قلم خواهم نوشت چون هنوز ميتوانم نوشت.

کاش يکي بود يکي نبود اول قصه ها نبود!

پ.ن: با معرفي (يکي بود يکي نبود) شعر زيباي يغما گلرويي و صداي محشر رضا يزداني، در سبک هارد راک مژده آلبوم سوم اين هنرمند بزرگ را با نام (واليوم 10) بعد از آلبوم هاي شهر دل و پرنده بي پرنده (کپ نکنيد) را در سبک راک به همه دوستدارانش ميدهم به اميد گرفتن مجوز!
پ.ن:  خواب نيست، خواب را هم نقاشي خواهم کرد.
پ.ن: با تشکر از همه دوستان که ياد باغچه بي بهار من بودند، دلتان بهاري باد، دوستتان دارم.

دوشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۴ ۲:۰۲ ق.ظ.     پدرام


 


صفحه اصلي نويسندگان سايت موزيك ايميل به پدرام


PedruM


MinI mAAl PelL MelL BloG


مهندس امير - مهندسي صنايع

مهندسی صنایع و مقالات - ie313


Design by IE313