|
همینجوری |
||||
|
ديروز تولد مامان بزرگم بود.. کلی خوشحال شد براش تولد گرفتيم.. يعنی ميشه يه روزم من مامان بزرگ بشم؟ بعد ديگه واينميسم برام تولد بگيرن خودم می رم يه کيک با يه شمع علامت سوال می خرم که کسی سنم رو نفهمه!!! بعدشم که شمع رو فوت کردم يه آرزو می کنم که الان دقيق نمی دونم چه آرزويی دارم... پ.ن. خواستم يه بيت شعر بنويسم ديدم هرچی کتاب کنارم درسی آخرشم مرثيه ای نيافتم. آخه قرار فردا با وجود کنفرانس و پروژه و امتحان روز خوب همراه با سلامتی برام باشه
هو حقُ و حقْ هو علي مولايِ من بالاخره انتظار طولاني و كشنده به سر اومد و فرمان فتحعليان آلبوم سوم خود را بنام مست و خراب با صداي گيتار الكتريك علي شكراني و گيتار باس غوغاي بابك رياحي پور و نوازندگي گيتار اسپانيش و پركاشن خودش به بازار فرستاد. ساقي ( كمال مشك سار) از فلوت زيباي مهران سراجيان و دف و دمام غوغاي علي رحيمي و تبلاي سيد الياس حميدي كه نميشه گذشت و همينطور درامز خوب آرش پژند مقدم. قصه نجف (محمد رضا آغاسي) راهي كوچه ها ميشد، تا يتيمهارو سير كنه، تا سفره خاليشونو، پر از نون و پنير كنه، شب تا سحر پرسه ميزد، پس كوچه هاي كوفه رو، تا پر بارون بكنه، باغهاي بي شكوفه رو. عبادت علي مگه، ميتونه غير از اين باشه، بايد مثل علي باشه، هر كي كه اهل دين باشه، بعد علي كي ميتونه، محرم راز من باشه، درد دلم رو گوش كنه، تا چاره ساز من باشه. چشماتو واكن آقاجون، بالهاي خستمو ببين، منو نگاه كن آقاجون، دل شكستمو ببين. منو نگاه كن آقاجون پ.ن: يكي گفت Ignore < Delete > يه نفس عميق! اومدم از آخر شروع كنم اما نفسم در نيومد
دو دانگ از من و
... يعني يه جايي ميون يه كوچه تنها كه حتي خدا هم نميتونه افتادن اشكي رو ميون درختهايي كه تموم كوچه رو با شاخ و برگهاي خزون زدشون پر كردن ببينه. يعني يه جايي همين نزديكي، اونقدر نزديك كه ميشه سرديشو با تمام وجود حس كرد، ميون آغوشي كه يه روزي توي حرارت ميسوخت ميشه طعم خزون رو چشيد، ميشه رنگهاي قشنگ پاييز رو فراموش كرد و تنها به خزون فكر كرد و صداقت و سادگيش، خيلي قشنگه ميبيني! ميشه تموم زندگي رو فقط با نگاه خزوني ديد، نگاهي كه فقط زوال رو به نقش ميكشه، خيلي قشنگه ميبيني! نقاشي هامون فقط يه رنگ داره رنگ مرگ، رنگ خزون خيلي هم قشنگه!
|
|
|||