همینجوری

 
 

قصه تموم شد

مرگ حقه




اما نه واسه عزيزانمون



چهارشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۳ ۱۱:۵۹ ب.ظ.     پدرام


 

اهورا

وقتي خورشيد بالا مي ياد
مياد كه دوباره
پايين بره
اما به چه قيمتي؟
اونجايي كه هميشه ديواره
ديوارهاي بلند
فكر ميكني
فرقي هم ميكنه
خورشيد از پشت كدوم ديوار
بالا بره
پشت كدوم ديوار
پايين بياد؟

هزار بار هم اكر خورشيد را در بند كشي باز تولد خواهد يافت

من پر از يه قصه هستم ، اونقدر كه مست مستم ، دل به غصه ها نبستم ، اما انگاري كه خستم ، بالهاي عشقو نبستم ، من خود حادثه هستم ، حتي با قلب شكستم ، توي اين راه ننشستم ، كمر همتو بستم ، سيب سبزي توي دستم ، به سياهي دل نبستم ، آخه هستم ، آره هستم!

پ.ن: به سلامتي اهورا، الهم صل علي محمد and  هيز فاميلي، نوش!
پ.ن: ميشه برگه مرخصي رو پس داد، ميشه تا وقتي ميشه طلوع خورشيد رو تو افق روي گلبرگهاي شقايق ديد ، تا وقتي ميشه غروب خورشيد رو در نوازش يك ناز قصه گفت، ... بود! نميشه ؟
پ.ن: گذشته عشق كاشتم ، حال غم درو كردم واي به حال آينده اي كه توي گذشته اش رهايي بكارم ! چي در مياد ؟

سه‌شنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۳ ۱۱:۱۱ ب.ظ.     پدرام


 

مرخصي

خسته ام،
خسته!
فردا را نميخواهم
گذشته را به من بازگردان ...


از كتاب اگر شيطان سخن بگويد پدرام رضايي زاده

یکشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۳ ۶:۰۶ ق.ظ.     پدرام


 

مي نازم

صبحدم را كه ترانه ميخوانم باز
گل در رقص رداي يك شقايق زيباست
گر عاشق اين سپيده دم ها باشم
هر صبح ترا ترانه اي مي سازم
حيران و ملول و بي پناهم ليكن
اميد با تو بودنش، بخود مي نازم
يك دولت عشق است و اميري حاكم
يك ناز و دو چشم مخمور شراب
تا شيطنت از چشم سياهت جاريست
جان ميدهم و به عشقتان مي نازم
گرچه تقدير مرا به خوك و شيطان بفروخت
تو ليك بزرگي، من به آن مي نازم
عشق است، صفا و ناز آن آرامش
در پيكر خورشيد جنازه ام ولي مي سازم
من منتظرم، منتظر طلوع بي وقفه تو
يك شعر بگويم و به آن مي نازم

تقديم به غزاله هميشه دوست داشتني :
يك گل زيبا، آهويي رميده از خستگيها، دشتهايي آلوده تر از دوريها، پر از غم تا انتها، تا هميشه هميشه ها، پر از لبخند و سرشار از عاطفه ها، انتهاي تابستان، زيباتر از پاييز، تنهاتر از ستاره، شعري پر عاشقانه، شمعي در اين زمانه، اشكي پر از بهانه، بغضش نفس، شماره، جشني چه صادقانه، تنهايي اش بهانه، دلبر در آشيانه، آهو رها، زمانه، اين سرگذشت خسته، اين سرنوشت بيرحم، پايش به دام بسته، دستت به دست من ده، با من بيا به آواز، اين دام خود رهايي است، از خستگي و فرياد، آزاد شو، رها باش، در دشت بي نيازي، قبلت رهاتر از باد، فكرت چو سبزه آزاد، با من برقص در اين دشت، جشن تولد خود، ماهي عشق را هم در خاطرت بياويز، چشمان مضحكش را تنها براي لبخند، رنگش به رنگ شادي، بگذار زير رويا، آرام كن تو خوابي، دل هم رها ز غمها.
اي دوست عزيزم، اي بهترين بهانه، آينده ات چه زيباست، در اوج بي نيازي، دلتنگي ات رها كن، با من بخوان صفا كن، پدرام گرچه خسته، گرچه هميشه تنهاست، اما غزاله زيبا، يادش هميشه با ماست.

جنگ سختي شروع شده اين سو pedydeth بزرگ و آنسو خواهر كوچولي، تهديدات به سختي در جريان و فحشها در قالب صندلي و قيافه عصباني همينطور آن لاين روي هوا! بروبچ همه رفتن كمك خواهر كوچولي، اما انگار آوازه خطر pedydeth در تمام تهران پيچيده، مهسا خانم از آنسوي ديار شعر به كمك خواهر كوچولي اومده، دو جفت چشم بلاتكليف موندن كه در بيان يا در نيان، ولي اين تازه آغاز ماجراست، جنگ همچنان بالا گرفته طوريكه براي كمك مستشار خارجي ميارن، از دفترچه خاطراتشون كمك ميگيرن اما باز هم هيچ فايده اي نداره Pedydeth هنوز هم در چشمان يك ببر وحشي با دندانهايي خون آلود منتظر فرصته تا نابود كنه، خواهر كوچولي تنها دوستيه كه از ته دل دوستش داره و هميشه هميشه ها مواظبشه تا كسي چپ بهش نگاه كنه خرخرشو ميدره، اونم ميخواهد اين ببر سركش و ياغي رو آروم كنه، اما نميشه خفن ناك تر از اين حرفاست، هنوز هم آتش از توي چشماش بيرون ميپاشه و دوباره مينويسه، اما اينبار فقط واسه اينكه سر سرمه جون رو گول بماله اول نمينويسه ، آخر مينويسه و آروم مثل نم نم بارون!


شعر را در قلب تو بيگانه ديدم
يك اداي عشق در چشم تو ديدم
يك پياله خواستم در چشم تو جويم شرابي
چون زدم بيرون كشيدم زهر ديدم
چشمه جام زلال چشم تو تنها سرابي است
واندر آن چشمه هزاران كرم را لوليده ديدم
يك گراز مست در چشمت همي سرگشته شد حيران
تا كجا حاجت كند در چشم تو رفع قضا را
من چه خوشحالم چه فرخنده، بي نيازم، پر شرابم من
كه نخوردم من، ننوشيدم از آن بوي تعفن
تا وجودم پاك ماند، عاري ام از هر كثافت
عاشقم من همچو ببري ميدرم، مرگم، همينم
Hey gold digger say goodbye to it all cause  U   R  ‏‏‏The  GoNeR

پ.ن: به گزارش خبر گزاري QNN ستاد برگزاري نماز جمعه قزوين براي رفاه حال نمازگزاران عزيز اقدام به فروش سجاده با تجهيزات آيينه بقل كرده است.
پ.ن: نگاه كن به دوردست، آن سو تر از شقايق، به آسمان بنگر و سرخي شفق، چه شكوهي دارد، پرنده هاي كوچ نشين، دسته دسته كوچ مي كنند، تا برسند به قله سعادت و اميد، غروب چه سرخ است و زيبا، تپه اي در وسط آب پيداست، كشتي زمان، روي آب است و مسافرانش درون كشتي (ميترا ذوالفقاري)
پ.ن: يه تولد خوشمزه پر از سيب زميني سرخ كرده با سس فرانسوي و … اونقدر كه بتركي و يك كيك خوشمزه با شمعهايي در تاريكي end رومانتيك، كنار دوستهاي خوبي مثل
ناگفته ها و مهندس صنايع و زوربا و مليحه خانم و بي نام بي پايان سابق و مهرداد و سيماي عزيز و سيمين خانم و خواهران زينب و … با درخشش آهوي سرگردان دشتها هيچوقت هيچوقت از ياد آدم نميره مخصوصا اينكه بعدش فقط واسه هضم غذا (نه اينكه ماشين گيرت نياد!) مجبور بشي از آخر پاسداران تا ميدون رسالت كل اتوبان امام علي رو پياده روي هم بكني!

یکشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۳ ۵:۰۵ ق.ظ.     پدرام


 

Stop me

كثافت زياد ديدم، خوك زياد تو آغوش كشيدم، عفريته زياد بوسيدم، گه زياد خوردم، غلط زياد كردم، فاحشه زياد ديدم، فحش زياد خوردم، عوضي زياد ديدم، نامرد تا دلت بخواهد، خنجر تا ته قلبم فراوون، كولي دهاتي زياد ديدم، نديد بديد بيشتر از اوني كه فكرشو بكني، تازه به دوران رسيده هوارتا، نرسيده بيشتر، اما تو ، تو يه چيز ديگه اي! خوك زياد كشتم اما تو هنوز وقت داري بازم اون رژ صورتي رو روي لبهاي گشادت بمال، آخه دلم واسه اونهايي كه كالباس خوك دوست دارن ميسوزه، تا آشغالي مثل تو رو ... نه نميكشمت تا هميشه در وحشت بموني، وحشت م .... ر .... گ اما زياد هم خوشبين نباش.

Fuck is the best friend of you darling, sorry, I can't live like you as a pig, forgive me cause of never fuck your ass up, I can't fuck any pig. I can't have sex with a body without heart which means love not just beating as yours as pigs heart, and I knew well your pigtail with that fucking lickerish face tricks all pigs and making love with your piggish life is just like fortune in avernus.
You lose again for the WORSHIP OF GOD The next round is now finished

شايد يه پروانه باشم، زيبا و دلفريب، دوست دارم بيام بيرون و بال بزنم اونوقت هر احمقي دنبالم كرد و بعد از يه بازي خواست بالكهامو بچينه، همون ببر باشم كه از دندونهاش داره خون ميچكه، اونوقت ببينم كي هوس بازي داره ؟

بقول ماسك Somebody Stop me هرچند كه از ننه جونش زاييده نشده اونكه بخواهد Pedydeth رو متوقف كنه!

هر چي من ميخواهم پروانه اي بنويسم نميذاره كه! كار خودشو ميكنه امروز هم يه جور ديگه همش هم تقصير اين نوارهاي متال كه گوش ميده! جنبه نداره جوگير ميشه!

اصلن به طور كلي زندگي عوض شد، باور نميكني، خوب نكن، قصه چي بود؟ يه مهموني عجيب، مثل خود خواهر كوچولي دوست داشتني، البته نه اندازه آبجي كوچولو، راستش خبر نداشتم كه خواهر كوچولي من يه آبجي هم داره از خودش مهربونتر و شيرينتر، واي من هنوز دلم رفته واسش، با اون موهاي خرگوشي، هرچند سورپرايز منو همون اول لو داد ولي به ديدن روي ماهش مي ارزيد، از اون اول تا اون آخر هر وقت بود ششدانگ نگاهم روش بود، البته از چشام مطمئن بودم كه شور نيست ولي باز راه، براه ميزدم به تخته، خلاصه خواهر كوچولي من دلم تنگ شد واسه آبجي كوچولو بگو چه كنم؟ به خاطر اعتمادت بينهايت متشكرم از پذيرايي گرم مادر هم دوباره تشکر کن خاله خوب و شيطونت رو هم شيش تا ببوس.
براي اينكه از مقاوم سازي ساختمون خواهر كوچولي كم نياريم يه دو هفته است مشغول رنگاشي ساختمون هستيم كه من فلسطين شدم و مامانم اينا اسرائيل و اومدن طبقه بالا و من يه دو هفته مهمون داشتم البته اشغالگرهاي دوست داشتني بودن، درست مثل وبلاگ مريم خانم، خيلي خوش گذشت كنار هم، زودي هم رفتن! اصلن وقت نت نداشتم، ارنواز خانم هم كه گذاشته بود رفته بود شمال، تازه امروز اومدم اينترنت كامنت سه روز پيششش رو ديدم كه ديگه دير بود! بهر حال هنوز درگير كارهاي خونه و شلوغ بازيهاي بعد از رنگاشي هستم و البته تولد يه گل خوشگل هم هست كه ديگه بهتر از اين نميشه، يه چند روزيه زندگي يه همچين لبخندي داره ميزنه، البته هر وقت ميبينم داره ميخنده ميگم رو آب بخندي ولي بازم بهتر از ...!

پ.ن: شونصد روز منتظر يكي باشي كه دوباره ببينيش و سوغاتي بگيري بعد دوباره از زمين و آسمون بدشانسي بباره كه بازم نبينيش و سوغاتي ها هم بپره، چه حالي ميده نه؟
پ.ن: ترانه گفتنم يه اعتراضه، نذار بگم ... حكايتش درازه، نذار بگم كسي نمونده تا باز، بياد و با ديوونگيم بسازه، فقط به شوق دل زدن به دريا، هزار تا رودخونه مي رن به دريا، ولي به دام يك كوير بي رحم، مي افتن و نميرسن به دريا، نخوندن پرنده ها عجيبه، چقدر صداي ببي صدا عجيبه، مي افتن و نميتونن بلن بشن، شكست بعضي آدما، عجيبه! (آرش فرزام صفت)
پ.ن: منم بلدم نوشته هام رو حرف بزنم، يه جوري كه حتي
آبجي كوچيكه هم بفهمه!

پنجشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۳ ۶:۴۶ ق.ظ.     پدرام


 

عطر حقايق

يكي از همين روزها
دوتا بال درميارم
مي پرم تا اون بالا
تا ته قصه عشق
ميخونم براي گل
واسه شهر آينه
ميام از لاكم بيرون
اين طلسمو ميشكنم
شعر ميگم از رفتنم
من سكوتو ميشكنم

يكي بود يكي نبود
قصه ماهي من
ماهي قرمز مرگ
سر رسيده عمر تو
دوباره بازم ميگم
واسه آخرين كلام
نام معصوم تورو
حك شده روي زمين
روي سنگ مرمرين
مثل اسم نازنين

ديگه هيچ خيالي نيست
اگه هست ملالي نيست
بوي مرگ رو مي شنوي
شده نزديك تنت
يه طناب دار خوب
خنجر و بوسه خون
تو كدوم رو دوست داري
باز بگو با من بخون
نه نمي كشم به تير
تير آخه مقدسه
وقتي ميره تو كمان
تو كمان آذرين
ياد اون نوامبر خيس
آتشم مقدسه

Life without pain

yehe


به من چه خوب ! اين شعرو Pedydeth همين امروز سروخيده بود زورم هم كه بهش نميرسه ! خفن شده بد جور ... بدجوري هوس يه DeathKiss كوچولو كرده.

اما
بازم، برات ميگم
كه روزگار ما همين
ستاره هاي سقف ماست
يه سقفي كه فاصلمون
ميرسه تا عرش خدا
يه سقف مشكي و قشنگ
پر از ستاره
تنگ‏‎ِ دل
دلم ميخواهد كه بچينم
جاشون شقايق بذارم
اگر شقايق يه دونس
جاشون بنام بي نشون
عطر حقايق بذارم

به نظر شما گرونترين و با ارزش ترين گل دنيا چيه ؟
من ميگم شقايق ! آخه هرگلي رو ميشه از شاخه جدا كرد و يه چند روزي توي خونه مهمون كرد، اما گل عشق با چيده شدن خودشو پرپر ميكنه تا راه و رسم وفاداري رو ياد آدمها بياره، تا بگه كه هيچ دستي نميتونه اونو نوازش كنه جز دامان طبيعت و چون دومن طبيعت رو نميشه از تنش درآورد و آورد تو خونه، پس همين ديگه !

پ.ن: اگه يه خواهر كوچولو بهتر از گل شقايق داشته باشي ديگه گل مي خواهي چيكار؟
پ.ن: بيكرانه است دريا، كوچيكه قايق من، هاي ... آهاي، تو كجايي نازي، عشق بي عاشق من. سردمه!! مثل يك قايق يخ كرده رو درياچه يخ، يخ كردم، عين آغاز زمين. (حسين پناهي)
پ.ن: نميدونم چي شده اما هر چي شده باشه بيمارستان چيز خوبي نيست، هر چند كه همه غمهاش مال خودته و من فقط حرف ميزنم
دريا جونم اما من هم ...

پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۳ ۷:۰۷ ب.ظ.     پدرام


 

LoVeRmAn

چقدر زمان باقيست ؟ تو ميداني ؟ چقدر وقت داريم كه عاشق باشيم كه بميريم در ثناي يك خورشيد كه گرمايش را نثار ميكند شايد براي من، اما ايثار نميكند، آنقدر دارد كه آنچه ميدهد، حتي متوجه كم شدنش نميشود و ببر تنها درنده تر از پيش خسته و خواب آلود با مستي چشمان هميشگي اش خمار تر از خمر شراب در بازوي نقاشي هاي آلوده به شعر با خود و در تو همراه با صداي جيمز هتفيلد ميخواند همراه شو !

There's a devil crawling along your floor

و شيطان را فرا ميخواند تا طعم خون را بچشد

How much longer

و انتظاري خمرآلود در سنگيني سكوت اتاق

There's a devil crawling along your floor

چقدر زمان باقيست براي عاشقي؟

With a trembling heart, he's coming through your door

وقتي كه انتظارت را ميكشد

With his straining sex in his jumping paw

دنيا زيبا تر از هميشه لبخند ميزند

There's a devil crawling along your floor

چقدر نام زيبايت را دوست دارم براي فرياد

And he's old and he's stupid and He's hungry and he's sore

باز هم بخواه بيشتر از هميشه

And he's blind and he's lame And he's dirty and he's poor

و عاشقت از ازل ايستاده تا برهنگي ات را در آغوش كشيده و در خون بوسه ات دهد

Give him more Give him more Give me more

و از لبانت طعم چشيدن خون را بيازمايد خون دلهايي كه مينوشيدي

There's a devil crawling along your floor

و اينبار نوبت لبان توست

Loverman! Here I stand Forever, Amen

رژ وحشي صورتي ات را بردار براي آخرين بار بر لبانت بكش

Cause I am what I am what I am what I am

آه زيبا ميشوي خيلي

Hey Forgive me, baby My hands are tied

درست مثل خوكي كه براي كالباس شدن آماده ميشود

And I got no choice No, no, no, I got no choice, no choice at all

دوستت دارم، باز هم بنوش آخرين قلب آماده است

I'll say it again

و شيطان اينجا در انتظار تو

L is for LOVE, baby

من عاشق تو هستم من هميشه مرد عاشق باقي خواهم ماند

O is for O yes I do

همان كه تو ميخواهي

V is for VIRTUE, so I ain't gonna hurt you

بيا در آغوشم من لباس هاي كهنه ات را بيرون خواهم كشيد

E is for EVEN if you want me to

و تو را در بوسه هاي خون آلودم غرق خواهم كرد

R is for RENDER unto me, baby

من عاشق هميشه تو هستم

M is for that which is MINE

عاشق خونهايي كه با لبان زيبايت مكيده اي

A is for ANY old how, darling

من عاشق تو هستم بيا

N is for ANY old time

اما چقدر زمان باقيست ؟

There's a devil laying by your side

براي عاشقي؟

You might think he's asleep

براي آخرين قطره خوني كه از لبانت ميچكد!

but take a look at his eyes

من عاشق تو هستم بيا در كنارم دراز بكش

He wants you, darling, to be his bride

زمان زيادي نداري مرگ نزديك است

There's a devil laying by your side

و من نزديكتر

How much longer?

شايد من خود مرگ باشم شايد براي تو !

پ.ن: وقتي زندگي هم مرگ دارد هم عشق، و وقتي عشقي نيست فرشته مرگ زيباترين معشوقه اي ميشود كه ميتوان سرود، و وقتي زندگي هنوز پر از زيباييي شقايق است كه در بوي عشقي بي نشان، تنها دليل آمدن است و فراموشي اينهمه كثافت دنيا، پس دليلي موجه نيست بر غيبت، شرمنده از روي تو، داداشي به جز حرفهاي شيرين تو ديگه حوصله هيچي رو نداره آبجي كوچولوي نازنينم منو ببخش كه چند روز نبودم، باور كن خسته ام، اما ميدونم تا شقايق هست ... !
پ.ن: به من بگوييد فرزانه گان رنگ و بوم و قلم! چگونه خورشيدي را تصوير مي كنيد كه ترسيمش سراسر خاك را خاكستر نمي كند؟ (حسين پناهي)
پ.ن: من منت خدا رو هم رو سرم نميتونم بپذيرم چه برسه به تو شانگول! اينقدر منت رو سرت دارم كه تا حالا بايد خم شده باشي!

سه‌شنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۸۳ ۶:۴۷ ق.ظ.     پدرام


 


صفحه اصلي نويسندگان سايت موزيك ايميل به پدرام


PedruM


MinI mAAl PelL MelL BloG


مهندس امير - مهندسي صنايع

مهندسی صنایع و مقالات - ie313


Design by IE313